داریم میریم تهران

امروز من و بابا مامان ساعت 8:30 شب بلیط قطال دالیم که بییم تهران خونه مادرجون سکینه جون(مامان مامانی)خدا کنه سفر خوفی داشته باشیم مامانی همش دعا میکنه من

/ 1 نظر / 2 بازدید
عمه مریم

به مناسبت روز دختر. تقدیم به لیلای عزیزم که زمزمه کند برای دختر رویاها آنیتا جان. تو آمدی و خدا خواست دخترم باشی و بهترین غزل توی دفترم باشی تو آمدی که بخندی ، خدا به من خندید و استخاره زدم ، گفت کوثرم باشی خدا کند که ببینم عروس گلهایی خدا کند که تو باغ صنوبرم باشی خدا کند که پر از عشق مادرت باشی خدا کند که پر از مهر مادرم باشی همیشه کاش که یک سمت ، مادرت باشد تو هم بخندی و در سمت دیگرم باشی تو آمدی که اگر روزگارمان بد بود تو دست کوچک باران باورم باشی بیا که روی لبت باغ یاس می رقصد بیا گلم که خدا خواست دخترم باشی تو آمدی و خدا خواست از همان اول تمام دلخوشی روز آخرم باشی