دیگه خیلی ووروجک شدم

صبح مامان تا پاشد به بابا رسول گفت این دخملت دیشب دیگه خیلی وروجک شده بود تا میتونست منو قلقلک داد این دیگه با همه ی قلقلکاش فرق میکرد دیگه بچم بزرگ شده فداش بشم دخمل خوشگلم.باباییم حسابی خندید و طبق معمولش ادای تکون خوردنای منو درآورد و مامانم که دیگه هیچی.....

ولی اینو یواشکی میگما واقعا شیطون شده بودم دیشب.طفلک مامانم تا صبح 20 بار پاشد و دوباره خوابید.خوب چیکار کنم جام تنگ شده

ولی با این همه اذیت کردنای من مامان بابا منو خیلی دوست دارن.

/ 0 نظر / 2 بازدید