جشن تولد

امشب کلی برا من سورپرایز داشتن.شام,کیک,فشفشه,برف شادی,سوار ماشین شدیمو لفتیم خونه.پدرجونم که تازه از شمال رسیده بود کلی قربون صدقم رفت و بغلم کرد.چون مهمونم داشتیم امشب باید ترو تمیز میشدم خوب ولی حموم نمیتونستم برم به خاطر واکسنم.مادرجون فقط سرمو شست و لباس خوشگل پوشوندنم.عمه و مادرجون و شوهر عمه اومدن تا منو ببینن.کلی قربون صدقم رفتن و عمه سیمای نازم به مامان گفت عجب چیزی آوردی دستت درد نکنه.

نکته:منظورش من بودما

کلی سرو صدا بود همه با صدای بلند میخندیدن گوشام درد گرفته بود بابا من توچولوام.

یهو دیدم بابا جونم با یه کیک بزرگ اومد که روش نوشته بود تولدت مبارک.ساحل جون با غزل جون با فشفشه ها میرقصیدن.کلی همه کیف کردن منم که دختر خوبی بودم اصلا گریه نمیکردم.اینم ژست من

 

/ 0 نظر / 2 بازدید